چهارشنبه ، 26 مرداد 1401

1399/07/02 - تعداد نمایش (354)


مصطفی آیتی، مدیرکل دفتر ترانزیت گمرک جمهوری اسلامی ایران
اگر بخواهیم ساماندهی و نظام مند کردن حمل و نقل بین المللی در کشور را بعنوان یک هدف کلی در نظر بگیریم باید ببینیم چه اجزایی دارد و اصلا چرا ما دنبال چنین چیزی هستیم. بدلیل نداشتن آن، نیاز جدید یا ناکارآمد بودن سیستم وضع موجود؟ بطور قطع اتفاق جدیدی نیفتاده است که بخواهیم یک نظام جدید برای آن ایجاد کنیم. دلیل اصلی، ناکارآمد بودن نظام موجود است که باید کارآمد شود. همانطور که بارها گفته ام، بحث حمل و نقل ما سه ضلعی است. سخت افزاری، (زیرساختی) نرم افزاری( قوانین و مقررات) و ذینفعان( شرکتهای حمل ونقل ) است.
نگاه ما نباید فقط به سمت قوانین و مقررات باشد. لازمه نظام حمل و نقل بین المللی جامع این است که هر سه ضلع را با همدیگر ببینیم. آنچه مد نظر است بخش نرم افزاری می باشد که قوانین و مقررات است و بر اساس قانون مادر، اسناد بالادستی و برنامه های مختلف توسعه یا قانون اساسی و ... تدوین می شود و خیلی از مسائلی که دنبال آن هستیم در این قوانین و مقررات وجود دارد. تقریبا می توان گفت همه آنچه نیاز داریم را داریم. بر این باورم که از قوانین مختلف برخورداریم و نقص قانون نداریم. این نظام اگر کتابچه جدیدی باشد، مانند دیگر موارد قبلی ناکارآمدتر هم خواهد شد. اعتقاد من بر این است که قوانین و مقررات ما کامل است. اما قوانین و مقرراتی داریم که همپوشانی می کند و در بخش حمل و نقل قابل تفسیر است که این ایراد محسوب می شود. باید این دو دیدگاه را به هم نزدیک کرد و دیدگاه سومی مبنی بر بازنگری و به روزرسانی قوانین و مقررات ایجاد کرد با عنوان ساماندهی نظام حمل و نقل؛ زیرا وقتی از ساماندهی صحبت می شود، یعنی چیزی وجود دارد که می توان آن را جمع و جور کنی، سر و سامان داد، زوائد آن را زد، مفیدها را تقویت کرد، در کنار هم چید تا بتوان یک خروجی خوب از آن گرفت. بعنوان مثال در حوزه ترانزیت، ما قانون حمل و نقل عبور کالای خارجی، قانون امور گمرکی، آئین نامه اجرایی قانون امور گمرکی و آئین نامه اجرایی قانون حمل و نقل، آئین نامه روانسازی و سلامت ترانزیت را هم داریم. قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، قانون قرنطینه نباتی، انرژی اتمی و ... را هم داریم. بنابراین برای یک فرآیندی که قرار است از صفر تا صد در ترانزیت انجام شود، قوانین متعددی در بخش های مختلف بر آن مترتب است. آنچه باعث ناکارآمدی شده، نگاه بخشی است. گاها در قوانین حوزه های مختلف یک کلمه عبور را هم کنار مبحث می گذارند. درحالیکه نگاه عبوری صرف نیست و این میتواند قابل تفسیر و مشکل‌زا باشد.
بنظر میرسد اولین نکته ای که باید روشن کنیم و اولین سوالی که باید به آن پاسخ دهیم این است که چرا ما ترانزیت را می خواهیم؟ از ترانزیت چه می خواهیم؟ و چقدر ترانزیت برای ما اهمیت دارد؟ اگر چرایی ترانزیت را بدانیم برای آن برنامه ریزی می کنیم. پاسخ این سوال باید بوضوح مشخص شود. درآمد، تعامل منطقه ای، افزایش قدرت منطقه ای و ... ؟ اگر بدانیم چه می خواهیم بعد الزامات آن را ایجاد می کنیم. این یک سوال اساسی است که تاکنون کسی به آن نپرداخته است. علاوه بر این باید بدانیم که ترانزیت تا چه اندازه اهمیت دارد تا بر اساس آن سیاستگذاری و هدفگذاری کرده و بر اساس آن بستر و ریل ایجاد و اقدام کنیم. الان ایراد اساسی در نظام حمل و نقل بین المللی ما بویژه ترانزیت این است که ما نمی دانیم چه می خواهیم. به همین دلیل برای حمل یک محموله از نقطه صفر به صد هزار سوال روی آن وجود دارد و قوانین مختلفی بر آن حکمفرمایی می کنند. در حالیکه قوانین متعدد می توانند با هدف واحد هم افزایی داشته باشند اما در بخش ترانزیت این اتفاق نمی افتد. دلیل توفقات مرزی ما صراحتا بدلیل بی پاسخ ماندن سوال اول است که ما چرا ترانزیت را می خواهیم و چقدر برای ما اهمیت دارد؟ اگر ما این پاسخ را بدانیم قطع به یقین نگاه، رفتار، اقدامات و اهداف و برنامه های بعدی ما نیز تغییر می کند. اعتقاد بنده بر این است که اضافه کردن قوانین و مقررات تنها مشکلات را افزایش می دهد. چون تجربه چند دهه گذشته نشان می دهد هرجا قانون جدیدی تصویب کردیم، ناکارآمدتر عمل کردیم.
باید بدنبال این باشیم که ما چه می خواهیم و بر همان مبنا آنچه که داریم را ساماندهی کنیم. الزامات ترانزیت، زیرساخت، اعمال قوانین و مقررات و نظارت است. اگر ما فرایند به این سادگی را ساده و شفاف نگاه کنیم، مشکلی وجود نخواهد داشت. مشکل در نگاه های مختلف به این فرآیند است و قوانین جدید در این رابطه بدلیل نوع نگاه، کار را سخت تر می کند.
هم اکنون در مرزهای ما نگاه های مختلف وجود دارد. این اختلاف دیدگاه منجر به توقف شده است. توقف باعث روان نبودن ترانزیت شده است. روان نبودن حجم ترانزیت را کاهش می دهد. کاهش حجم هم در نتیجه، درآمد را کاهش می دهد.
به اعتقاد بنده ما همه چیز داریم فقط باید نگاه مان را عوض کنیم. باید ذینفعان، سیاستگذاران و ... گفتگو کنند که بخش عمده آن به مطالبه گری بخش خصوصی بر می گردد. مطالبه گری بخش خصوصی در این حوزه متأسفانه واقعی نیست، یا اینکه یک صدایی نیست. هر از چندگاهی از جایی یک صدایی بلند می شود اما در بین بخش خصوصی وحدت نظر وجود ندارد. تضاد منافع در بخش خصوصی منجر به این شده است که بخش عمومی خیلی تن به کار ندهد. در حالیکه اگر متحد و واحد یک مطالبه گری بکنند، قطع به یقیق به نتیجه خواهند رسید. دولت باید بستر ایجاد کند، ذینفع در آن کار کند. در کشور ما قانون هست، در اجرا مشکل داریم. چون پراکندگی داریم. این پراکندگی کار را مختل کرده است. چون هر کس تفسیر خود را می کند.
در پایان تأکید می کنم که ساماندهی نظام حمل در تئوری زیباست اما در صورتیکه قبل از شروع هر تدوین و طراحی باید به یک سوال پاسخ دهیم که چرا ترانزیت می خواهیم و اهمیت آن برای ما چیست؟ و تدوین نظام جامع حمل و نقل در آخرین مرحله است. پیش از آن باید فلسفه کار را دانست. اگر به این سوال پاسخ دهیم کار شروع می شود و دیگر امور به آسانی پیش خواهد رفت.